ارگونومی سازمانی؛ حلقه مفقوده مدیریت بهرهوری در سازمانهای امروز
بزرگترین نقیصه سازمانهای امروز، تلاش برای محصور کردن انسان در قالبهای غیر منعطف ساختاری است؛ درحالیکه فلسفه حقیقی ارگونومی سازمانی، طراحی سازمان متناسب با قد و قواره تواناییها و محدودیتهای انسان است. رئیس دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران با طرح این دیدگاه، در یادداشتی تشریح میکند که چرا عبور از ارگونومی فیزیکی به سمت «ارگونومی سازمانی»، نه یک انتخاب لوکس، بلکه تنها راه نجات سازمانها برای دستیابی به بهرهوری پایدار است.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی ایران، دکتر محمدصادق قاسمی؛ متخصص ارگونومی، بیومکانیک و سرپرست دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی ایران نوشت: اگر از مدیران ارشد سازمانها و بنگاههای اقتصادی بپرسید که بزرگترین دغدغهشان در دنیای پررقابت امروز چیست، احتمالاً پاسخهایی چون «افزایش بهرهوری»، «کاهش هزینهها»، «حفظ نیروهای کلیدی» و «نوآوری مداوم» را دریافت خواهید کرد؛ اما اگر از آنها بپرسید برای حل این دغدغهها چه کردهاند، فهرست بلندبالایی از خرید تجهیزات پیشرفته، پیادهسازی نرمافزارهای مدیریتی و حتی خرید صندلیهای گرانقیمت طبی (ارگونومیک) را ردیف میکنند.
واقعیت تلخ این است که در ساختار مدیریتی امروز، ارگونومی به شکلی تقلیلگرایانه، تنها در حد خرید یک صندلی مناسب یا تنظیم نور اتاق کار دیده میشود؛ مدیران گمان میکنند با اصلاح فیزیکی ایستگاه کار، وظیفه خود را در قبال سلامت کارکنان انجام دادهاند؛ درحالیکه بزرگترین آسیبها، نه از زاویه نامناسب مانیتور، بلکه از ساختارهای بیمار ارتباطی، توزیع نامناسب حجم کار، تصمیمگیریهای یکطرفه و عدم تطابق سازمان با محدودیتهای ذهنی و روانی انسان سرچشمه میگیرد!
اینجاست که اهمیت حیاتی «ارگونومی سازمانی» مشخص میشود؛ موضوعی که بهعنوان حلقه مفقوده بهرهوری در سازمانهای امروز، همچنان نادیده گرفته میشود.
ارگونومی چیست؟ از فاکتورهای انسانی تا مرزبندیهای علمی
واژه ارگونومی (Ergonomic) که ریشهای یونانی دارد (Ergo به معنی کار و Nomos به معنی قوانین طبیعی)، دانش بررسی رابطه میان نیروی انسانی و محیط کار او است. این دانش نوپا و بینرشتهای که از علوم زیستی، مهندسی و علوم انسانی تغذیه میکند، تلاش دارد تا محیط، ابزار و ساختارهای کاری را با محدودیتها و نیازهای فیزیکی و روانی انسان تطبیق دهد.
امروزه متخصصان حوزههای گوناگون ازجمله مهندسی صنایع، طراحی صنعتی، ایمنی، روانشناسی و علوم پزشکی در توسعه این علم مشارکت دارند.
بر اساس طبقهبندی استاندارد انجمن بینالمللی ارگونومی (IEA)، این دانش به سهشاخه اصلی و همعرض تقسیم میشود که هرکدام به بعدی از تعامل انسان باکار میپردازند:
1- ارگونومی فیزیکی (Physical Ergonomics) : با ویژگیهای آناتومیکی، فیزیولوژیکی و بیومکانیکی بدن انسان سروکار دارد. موضوعاتی مانند وضعیتهای بدنی حین کار، حمل دستی بار، اختلالات اسکلتی-عضلانی و چیدمان ایستگاه کاری در این حوزه تعریف میشوند تا راحتی فیزیکی افزایش و آسیبهای جسمی کاهش یابد.
2- ارگونومی شناختی: (Cognitive Ergonomics) بر فرآیندهای ذهنی مانند ادراک، حافظه، استدلال و پاسخهای حرکتی متمرکز است. مسائلی همچون بار ذهنی کار، فرآیند تصمیمگیری، تعامل انسان و کامپیوتر، قابلیت اطمینان انسان، استرسهای شغلی و آموزش در این بخش مطالعه میشوند.
3- ارگونومی سازمانی (Organizational Ergonomics): که به آن ماکروارگونومی نیز میگویند، به بهینهسازی سیستمهای اجتماعی-فنی میپردازد. این شاخه، ساختارهای سازمانی، سیاستها، فرآیندها، فرهنگسازمانی، ارتباطات و طراحی مشاغل را هدف قرار میدهد تا کل سیستم با محوریت انسان به سامان برسد.
چرا ارگونومی سازمانی، هزینه نیست بلکه سرمایهگذاری است؟
برخلاف ارگونومی فیزیکی که بر روی «اپراتور» و «ایستگاه کار» متمرکز است، ارگونومی سازمانی بهکل سیستم و چگونگی تعامل اجزای آن مینگرد. این علم، ابتدا تواناییها و محدودیتهای انسان را ارزیابی کرده و سپس آنها را در طراحی فرآیندهای مدیریتی و ساختارهای کاری اعمال میکند.
در دنیای مدرن که با بحرانهای اقتصادی و رقابت تنگاتنگ روبرو بوده، سرمایهگذاری بر روی این حوزه نه یک اقدام خیرخواهانه، بلکه یک ضرورت اقتصادی و مالی است. شواهد علمی و بینالمللی متعددی این ادعا را پشتیبانی میکنند:
- گزارش سازمان بینالمللی کار (ILO): بررسیهای جامع بر روی مجموعههای صنعتی نشان میدهد که اجرای برنامههای ارگونومی در سازمانها بهطور میانگین منجر به افزایش بهرهوری به میزان ۱۰ تا ۲۵ درصد و کاهش خطاهای انسانی تا ۵۰ درصد میشود. این تغییرات بهطور مستقیم نرخ غیبت از کار را کاهش داده و رضایت شغلی کارکنان را بالا میبرد.
- یافتههای اقتصادی و نرخ بازگشت سرمایه: (ROI) مطالعات نشان میدهند که مداخلات ارگونومیک به دلیل کاهش مرخصیهای استعلاجی، پیشگیری از فرسودگی شغلی و افزایش تمرکز کارکنان، دارای بازگشت سرمایه شگفتانگیزی هستند. این نسبت مالی بسته به صنعت بین 2 به 1 تا 10 به 1 متغیر است؛ یعنی هر ریال سرمایهگذاری در این حوزه تا ده برابر بازگشت مالی برای سازمان به همراه دارد.
- دیدگاه سازمان جهانی بهداشت (WHO): این سازمان تأکید میکند که بهبود شرایط کار و جلب مشارکت کارکنان در تصمیمگیریها، سلامت روان و کارایی کارکنان را بهطور همزمان ارتقا میدهد.
- مشارکتپذیری و عملکرد کاری: محققانی چون کیم (Kim) و همکارانش در پژوهشهای خود اثبات کردهاند که سهیم کردن کارکنان در تصمیمگیریهای سازمانی بهعنوان یکی از اصول کلیدی ارگونومی سازمانی عملکرد کاری آنان را به شکل معناداری بهبود میبخشد. همچنین نظریهپردازانی چون مِرلین (Merlyine) بر این باور هستند شرکتهایی که کنترل کیفیت و بهرهوری بالا را در رأس اهداف خوددارند، ناگزیرند ارگونومی سازمانی را بهعنوان بخش جداییناپذیر برنامههای استراتژیک خود بپذیرند.
اصول چهارگانه ارگونومی در عمل
بر اساس نظر کارشناسان، ارگونومی در تمام ابعاد سازمان جریان دارد؛ به این معنا که ما چیزی بهعنوان «بدون ارگونومی» نداریم، بلکه با «ارگونومی خوب» یا «ارگونومی بد» مواجه هستیم. برای دستیابی به یک ارگونومی سازمانی مطلوب، باید اصول زیر در بدنه سازمان جاری شود:
1- طراحی و جایگزینی تجهیزات: بهبود مداوم ابزارها و نگهداری آنها جهت بهینهسازی کیفیت تولید وزندگی کاری.
2- ساماندهی فضاهای کاری: تغییر جانماییهای فیزیکی و فرآیندی باهدف تسهیل و سرعت بخشی به خدمات و نگهداری.
3- طراحی روشهای کاری نوین: تقسیم وظایف منطقی و ایمن میان ماشین (هوش مصنوعی) و اپراتور انسانی.
4- کنترل عوامل فیزیکی محیطی: مهار گرما، سرما، صدا، ارتعاش و نور در جهت بهبود ایمنی و کیفیت عملکرد کارکنان.
نقشه راه گذار به سازمان انسانمحور؛ ۴ پیشنهاد عملی برای مدیران
ارگونومی سازمانی، پلی مستحکم میان سلامت کارکنان و بهرهوری پایدار است. در عصر حاضر که فناوریهای دیجیتال، هوش مصنوعی و کار از راه دور، مرزهای کار وزندگی شخصی را کمرنگ کرده و بار ذهنی شدیدی به نیروی کار تحمیل میکنند، طراحی انسانمحور سازمانها از هر زمان دیگری حیاتیتر است.
برای عبور از وضعیت سنتی و رسیدن به سازمانی پویا و ارگونومیک، پیشنهادهای زیر به مدیران، سیاستگذاران و کارفرمایان ارائه میشود:
1- تشکیل کمیتههای ارگونومی مشارکتی: پیشنهاد میشود سازمانها بستری فراهم کنند تا خودِ کارکنان در شناسایی گلوگاههای کاری، طراحی وظایف و فرآیندهای تصمیمگیری مشارکت فعال داشته باشند.
2- بازطراحی فرآیندها و زمانهای کاری: زمانبندی نوبتها، زمانهای استراحت ذهنی و فیزیکی باید با توجه به فیزیولوژی و نیازهای شناختی انسان (و نهفقط خطوط تولید) بازتعریف شوند تا از فرسودگی شغلی جلوگیری شود.
3- سیاستگذاری سلامتمحور: ارگونومی نباید صرفاً یک واحد نظارتی در ایمنی و بهداشت (HSE) باشد؛ بلکه باید بهعنوان یک پیوست استراتژیک در تمامی تصمیمات کلان مدیریتی، استخدامها، خرید تجهیزات و تغییرات ساختاری سازمان لحاظ شود.
4- تلفیق سهشاخه ارگونومی: مدیران باید نگاه تکبعدی را رها کرده و مداخلات ارگونومی فیزیکی (اصلاح تجهیزات)، ارگونومی شناختی (کاهش استرس و بار ذهنی) و ارگونومی سازمانی (بهبود فرهنگ و ارتباطات) را در قالبی یکپارچه و سیستمی به کار بندند.
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که هر مدیری که به دنبال تصویر اجتماعی مثبت، سلامت پایدار نیروی انسانی و سودآوری بلندمدت است، باید بداند که انسان را نمیتوان به زور در قالبهای غیر منعطف سازمانی جای داد، بلکه این سازمان است که باید برای قد و قواره تواناییها و محدودیتهای انسان طراحی شود
- تصویر پیوست، نمایی از پارک علم و فناوری سلامت دانشگاه علوم پزشکی ایران است؛ مجموعهای که به عنوان بستری برای توسعه محیطهای کاری مشارکتی، نوآورانه و همسو با اصول ارگونومی سازمانی شناخته میشود.


نظر دهید