باجناقی سفر نرویم
میگویند «سفر» بهداشت روان است و به قول "سعدی" « بسیار سفر باید تا پخته شود خامی»؛ شعری که اگر شیخ اجل در سال 1403 می زیست از سرودن آن، پرهیز میکرد، زیرا سفرهای نوروزی در ایام زندگانی این استاد سخن؛ باب نبود، بلکه دید و بازدید، آیین سنتی ایرانیان در نوروز بود. پویش (#نه_به_تصادف) قبل از سفرهای نوروزی، فتح بابی شد تا سفر رفتن مسئولانه در سرزمین فرهنگی ایران را بار دیگر بیاموزیم.
.jpg)
به گزارش دانشگاه علوم پزشکی ایران به نقل از وزارت بهداشت، علی رمضانپور - روزنامه نگار در یادداشتی با عنوان (باجناقی سفر نرویم) نوشت: خوانندگان این سطور با مطالعه یادداشت نگارنده، ابرو درهم کشیده و متحیر میشوند که اگر نوروز ایام سفر نیست! پس چه زمانی، ایام سفر است؟! در سالهای اخیر، در عالم رسانه، قلمهایی به نگارش درآمده است تا به مردم اهل دید و بازدید ایران، گوشزد کند که بدترین زمان سفر در ایران، ایام نوروز است.
کما اینکه به دلیل تورم بالا و هزینههای سنگین اقامت و نبود دسترسی مناسب به بلیط های حمل و نقل ارزان مانند قطار و اتوبوس؛ سفر از سبد کالای خانوار ایرانی به شدت محو شده است، با این وجود مردم در تعطیلات نوروزی با مشقت به سفر میروند که مصداق استاد سخن است: «وین عید نمیباشد الا به هر ایامی.
بنابراین با وجود مشکلات اقتصادی، درصد قابل توجهی از هموطنان بارو بندیل خود بسته و به قول زنده یاد «محمدعلی اینانلو» باجناقی به سفرهای نوروزی میروند.
تعطیلات نوروزی در راه است، و در ماههای پایانی زمستان 1403 در دولت وفاق ملی از سوی وزارت بهداشت و با پیگیریهای دکتر محمدرضا ظفرقندی وزیر بهداشت؛ پویش (#نه_به_تصادف) با هدف کاهش حوادث رانندگی و حفظ ایمنی شهروندان به جریان افتاده است.
تعطیلات نوروز، چشم برهم زدنی تمام میشود، ولی خسارات سفرهای نوروز تمامی ندارد. سالهاست آمار فوتی بیش از 1000 ایرانی در دو هفته نخست فروردین به آمار تاسف بار ایران تبدیل میشود و در نهایت برای این خسارات جانی و مالی؛ همه انگشت اتهام به سوی هم دراز میکنند، ولی بیاییم به جای پیدا کردن مقصر و بهانه جویی، برنامه ریزی سفرهایمان را اصلاح کنیم.
پس چند لحظه درنگ کرده و با ماشین زمان پلی بزنیم به تاریخ گذشته و نوروزهای دور و در زمان پدر بزرگ هایمان برویم، زمانی که نوروز ایام دیده بازدید بود، نه سفر...
معنی این جمله چیست؟ بسیار ساده است، از زمان تسریع و تسهیل در مسیر، سفرهای دور نیز رایج شد، از طرفی مهاجرت مردم به شهرها نیز مقوله سفر در ایام تعطیلات بلند و متوالی را دامن زد، به طوریکه در نوروزهای قدیم و کهن، مردم دید و بازدید نوروزی میرفتند، ولی این دید و بازدید خانه به خانه یا محله به محله و یا در نهایت روستا به روستا بود، ولی وقتی همان روستایی؛ شهرنشین شد و جد و آباد و خودش در تهران و اقوام دیگرش در هزار کیلومتر آن سوی وطن، چشم انتظارشان شد، سفر در تعطیلات طولانی رواج پیدا کرد.
حمل و نقل سریع و آسان نیز به این مسئله دامن زد، حال خوانندگان، برایشان این سئوال مطرح می شود که مگر این نیست که در اروپا و کشورهایی که کریسمس و تعطیلات جشن سال نو دارند، به تعطیلات میروند، چرا آنها از سفر در تعطیلات طولانی مدت پرهیز داده نمیشوند، جواب بار دیگر ساده ولی تامل برانگیز است.
غربیها به ویژه انگلیسیها؛ حدود 300 سال است که تمرین سفر مسئولانه میکنند و با کمک علم و صنعت گردشگری سفر میروند، ولی ما ایرانیان همچنان بر مدار سفرهای باجناقی و بستن بار و بندیل و برداشتن پیک نیک و بدون برنامه ریزی و پلن مشخص، راهی هر دیار و آبادی میشویم.
اصلا این سوال برایتان پیش آمده که مسیر سفر بخشی از اصل سفر است، در حالیکه ما ایرانیان اغلب مقصد را سفر میدانیم، کما اینکه ایرانیانی نیز بودند از جمله دکتر محمود حسابی که اگر قصد سفر به جایی مانند مشهد را داشت این مسیر دو سه روزه در نیم قرن پیش را 15 روزه میپیمود، زیرا معتقد بود مسیر سفر تهران تا مشهد را باید سفر کرد نه به مقصد مشهد، بنابراین در طول مسیر، روز و شبها متوقف و از این مسیر سفر بهرهها میجست.
از طرفی دیگر «سفر» قرار است بهداشت سلامت روان آدمی تلقی شود، پس چرا ما ایرانیان یک جمله معروف پس از بازگشت از سفرها داریم «هیچ جا خانه خود آدم نمیشود». چون از سفر خسته میشویم! خاطرات تلخ داریم، چون برای سفر برنامهریزی نکردیم، ایام «مناسب» سفر نمیرویم، هزینههای سفرهایمان بیش از درآمد ما میشود، روحمان در سفر جلا نمیگیرد و وقتی روح صفا نبیند جسم نیز میرنجد.
چه باید کرد؟ «یاد بگیریم»، آموزش درست سفر رفتن را بیاموزیم، پویش (#نه_به_تصادف) نیز با این هدف سعی خواهد داشت علم سواد سفر مسئولانه را به مردم آموزش دهد.
سفر در ایام تعطیلات طولانی مانند نوروز و یا تابستان یعنی مسافر بسیار و خدمات ناکافی! کیفیت پایین و نارضایتی بالا! میتوان به این لیست دهها مورد منفی دیگر نیز اضافه کرد. بنابراین وقتی عرضه و تقاضا نامنظم شود نتیجه مناسبی نیز حاصل نمیشود.
شاید برخی، بار دیگر گلایه کنند که فرزند محصل دارند یا مرخصیها محدود است و دهها بهانه دیگر؛ اما وقتی علم سفر رفتن را بیاموزیم تمام این گلایهها با برنامهریزی برطرف میشود.
تا این سطح، انگشت انتقاد به سوی سواد پایین مردم در سفر رفتن بود؛ کمی مسئولان را خطاب قرار دهیم، نهادهای مرتبط با سفر باید علم سفر رفتن را به مردم بیاموزند، علم سفر معطوف به بررسی وضعیت آب و هوا و همراه داشتن زنجیر چرخ در زمستان خلاصه نمیشود. در تاب آوری و پذیرفتن مشقتهای مسئولانه سفر معنا پیدا می کند، چند مصداق عینی بیاوریم تا معنای علم سفر مفهوم تر شود.
نخست اینکه سرزمین ایران به دلیل تمدن کهنی که دارد یک کشور فرهنگی است، بنابراین کمی دقت کرده باشید اکثر گردشگران خارجی که به ایران میآیند سن به نسبت بالایی دارند، ولی در عین حال از حرفهایترین جهانگردان دنیا هستند، زیرا در طول عمر خود قبل از اینکه به ایران سفر کنند 40 تا 50 کشور را سفر کردند و ایران را به عنوان یک مقصد بی نظیر فرهنگی انتخاب میکنند.
بنابراین با سختیهای سفر به ایران و ضعفهای زیرساختهای گردشگری ایران نیز خود را وفق میدهند، یعنی هدف از سفر برای رسیدن به آگاهی بیشتر باعث میشود مشقت سفر به سرزمینی را بپذیرند که هنوز نتوانسته است سرویسهای بهداشتی خود را در جادههای این سرزمین سر و سامان دهد.
دوم، اخلاق و تاب آوری در سفر؛ موردی که ما ایرانیان با وجود مهمان نوازی گرم مان در این مقوله ضعفهای بنیادی داریم، مثلاً وقتی برای سفر از وسیله اتوبوس یا سواری استفاده میکنیم بسیار در انتخاب صندلی سختگیر هستیم، ولی چه خوب است از تجربه عینی سفر جهانگردان حرفهای به ایران بیاموزیم.
گردشگران خارجی در سفرهای خود به ایران که حدود 14 روز طول میکشد سعی میکنند وقتی وارد اتوبوس میشوند هر بار بر روی یک صندلی بنشینند و به هیچ عنوان سختگیری در این زمینه ندارند و مسیر سفر را میخواهند هر روز بر روی یک صندلی به نظاره بنشینند، یعنی یک درس خوب تاب آوری در سفر.
البته ناگفته نماند که ما ایرانیان صفتهای اخلاقی بسیار خوبی نیز در عالم سفر داریم و بی انصافی است که حداقل یک مورد آن را متذکر نشویم و آن نیز اخلاق گرم و ایجاد فضای صمیمی است که البته گاهی با تعارفهای بیش از اندازه، از عرف خارج می شود.
و حال نقش مسئولین؛ تصمیم گیران سیاستهای اجتماعی و فرهنگی کشور، خود باید آموزشهای سواد سلامت شان ارتقا یابد، مثلا چرا نزدیک به تعطیلات طولانی ایام سال مانند نوروز، پیش فروش بلیط قطارها صورت میپذیرد! که البته در سال 1403 از 32 میلیون متقاضی فقط حدود دو میلیون بلیط در دسترس بود! و یا هتلها نیز تخفیف قائل میشوند و بیشتر تسهیلات سفر در ایام نوروز و تابستان مشاهده میشود، به نوعی ماهی به مردم میدهیم ولی ماهیگیری یاد نمیدهیم.
بنابراین پویش (#نه_به_تصادف) قبل از سفرهای نوروزی فتح بابی شد بار دیگر با تهیه گزارشات و گفت وگو با صاحب نظران، دانش جامعه ایرانی در زمینه صنعت گردشگری و سفر رفتن مسئولانه در سرزمین فرهنگی ایران افزایش یابد.
در نهایت سعی بر این شد که در این یادداشت بر حسب اینکه با سرودهای از استاد سخن سعدی شیرازی که خود اهل سفر و پندهای سفر بود، با نگارش سهل و ممتنع به گوشهای از اهمیت سواد سفر پرداخته شود، البته نقش حکومت، دولت و مسئولین در افزایش سواد سفر در جامعه ایرانی بسیار حائز اهمیت است.
بر این اساس علم گردشگری در ارتقای سواد سفر آنقدر اثر گذار است که در کلاسهای راهنمایان گردشگری یک مثل بسیار معروف رایج است: «فرزندان آینده را در کوله پشتی سفرهایتان تربیت کنید.
نظر دهید