تبادل نظر مدیران سمنها پیرامون توسعه مشارکتهای اجتماعی در نشست روز ملی تشکلها
در نشست روز ملی تشکلها و مشارکتهای اجتماعی، مدیران انجمنهای مردمنهاد با تمرکز بر نقش کلیدی سازمانهای اجتماعی در ارتقای سلامت و رفاه جامعه، به تبادل نظر پیرامون چالشها و فرصتهای پیش روی مشارکتهای اجتماعی پرداختند.
به گزارش خبرنگار روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی ایران، نشست روز ملی تشکلها و مشارکتهای اجتماعی، پیش از ظهر امروز یکشنبه 25 مرداد با حضور نادر توکلی رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران، سعید جعفری رئیس شورای خیرین سلامت و حوزه سازمان های مردم نهاد دانشگاه علوم پزشکی ایران، علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس جمهور، زینب نصیری مشاور امور اجتماعی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، محمدحسین رضایی مشاور وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در امور مردمی سازی و جمعی از مدیران انجمنهای مردم نهاد در سالن اجتماعات کتابخانه دانشگاه برگزار شد.
در این نشست تعدادی از مدیران انجمنهای مردمنهاد دقایقی در خصوص مشکلات و چالشهای این حوزه صحبت کردند.
محمد جهانگیری مدیرعامل موسسه نیکوکاری کنترل سرطان ایرانیان (مکسا) گفت: گفتگوهای امروز، گام نخست برای گذار از رویکردهای سنتی به سمت مفاهیم نوین مشارکت در حوزه سلامت است. واقعیت این است که در مدیریت نوین، باید از نگاه کار کردن برای مردم به سمت کار کردن با مردم حرکت کرد.
وی افزود: سلامت مفهومی چندبعدی است که فراتر از جنبههای جسمانی، ابعاد روانشناختی، اجتماعی و معنوی را نیز در بر میگیرد. در این معنا، انسان تنها یک بیمار نیست؛ بلکه موجودی است که در بستری از خانواده و اجتماع تعریف میشود و سمنها (NGOها) همان واسطههای ساختاریافتهای هستند که پیوند میان جامعه، دانشگاه و حاکمیت را برقرار میکنند. در این میان، باید به یاد داشت که در حکمرانی سلامت، حاکمیت اصلی بر عهده مردم است و نه دولت، لذا ساختارهای حاکمیتی باید در برابر مردم پاسخگو باشند.
مدیرعامل موسسه نیکوکاری کنترل سرطان ایرانیان (مکسا) گفت: تبیین ضرورت این مشارکت، در آمار تکاندهنده حوزه سرطان به وضوح دیده میشود. در سال ۲۰۲۰، جهان با ۲۰ میلیون مورد ابتلا و ۱۰ میلیون مورد فوت مواجه بود؛ در ایران نیز آمارها نشاندهنده ابتلا به ۱۳۱ هزار نفر و مرگ ۸۰ هزار نفر است که نرخ مرگومیر را به حدود ۶۰ درصد میرساند. این رقم نشاندهنده ضعف در نظام مراقبت، تشخیص زودهنگام و توجه به مؤلفههای اجتماعی است.
وی ادامه داد: از نظر اقتصادی، هزینه جهانی سرطان در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۵۰ بالغ بر ۲۵ تریلیون دلار پیشبینی شده است. اگر بخواهیم سهم ایران را بر اساس جمعیت تخمین بزنیم، این رقم به سالانه ۹ میلیارد دلار میرسد، در حالی که کل بودجه بیمه سلامت کشور کمتر از یک میلیارد دلار است.
جهانگیری گفت: برای نمونه، هزینه جهانی سرطان پستان حدود ۷۳ تریلیون دلار برآورد شده که سهم ایران از آن تقریباً معادل کل بودجه بیمه سلامت ماست. این یعنی حتی با صرف تمام بودجه بیمه، تنها بخش کوچکی از هزینههای این حوزه را میتوان پوشش داد.
وی افزود: پیشبینیها نشان میدهد که تا سال ۲۰۴۰، میزان بروز سرطان در ایران ۱۱۵ درصد میانگین جهانی خواهد بود؛ مگر آنکه از همین امروز با تقویت پیشگیری و مشارکت اجتماعی، مسیر را تغییر دهیم.
مدیرعامل موسسه نیکوکاری کنترل سرطان ایرانیان (مکسا) گفت: مشارکت اجتماعی نباید صرفاً یک شعار باشد، بلکه باید به یک ساختار یافته و منسجم تبدیل شود. در این راستا، ما در دانشگاه ایران، بازتعریف مشارکت اجتماعی با دانشگاهها را آغاز کردهایم و الگوهای موفق آن را در دانشگاههایی نظیر قم، زاهدان و اصفهان در حال پیادهسازی هستیم.
وی بیان کرد: هدف نهایی ما، تحقق فرآیند واگذاری مسئولیتپذیرانه به سمنهاست. دانشگاهها باید با آمادگی کامل، بخشی از امور خود را به سازمانهای مردمنهاد واگذار کنند تا این نهادها با مسئولیتپذیری بالا، نقش خود را در ارتقای سلامت عمومی ایفا کنند.
جهانگیری خاطرنشان کرد: تجربیات عملیاتی ما در بیمارستان فیروزگر، ابعاد اقتصادی و اجتماعی مداخلات مراقبتی در حوزه سرطان را به شکلی کاملاً ملموس نشان میدهد.
وی افزود: بررسی آماری ما نشان میدهد که از میان حدود ۶۰۰ مورد فوت بر اثر سرطان، بخش بزرگی از این موارد (۴۴۲ مورد در بخش آنکولوژی و ۱۷۴ مورد در بخش پالیاتیو) با چالشهای جدی در مدیریت انتقال به بخش مراقبتهای ویژه (ICU) مواجه بودند.
مدیرعامل موسسه نیکوکاری کنترل سرطان ایرانیان (مکسا) گفت: نرخ انتقال به ICU در بخش آنکولوژی ۳۵ درصد و در بخش پالیاتیو حدود ۲۲ درصد بوده است. با تحلیل شاخص میانگین مدت اقامت، مشخص شد که اقامت بیمار در بخش آنکولوژی بهطور میانگین ۱۲ روز و در بخش پالیاتیو ۶ روز بوده است.
وی یادآور شد: از منظر اقتصاد سلامت، این تفاوت در مدت اقامت و مدیریت فرآیند انتقال، اثرگذاری مالی بسیار چشمگیری دارد.
جهانگیری گفت: با در نظر گرفتن هزینه روزانه تخت ICU (حدود ۲۴ میلیون تومان)، تحلیلها نشان میدهد که مداخلات بهینهسازی شده میتواند سالانه بیش از ۳۷ میلیارد تومان در هزینههای درمانی صرفهجویی کند. این یعنی صرف یک مداخله هدفمند در مدیریت مراقبت، نه تنها به حفظ حیات کمک میکند، بلکه مانع از هدررفت منابع عظیم مالی در نظام سلامت میشود.
مدیرعامل موسسه نیکوکاری کنترل سرطان ایرانیان (مکسا) اظهار کرد:علاوه بر مدیریت در بیمارستان، ما در حوزه مراقبتهای خانگی نیز دستاوردهای قابل توجهی داشتهایم. در حال حاضر، با مدیریت صحیح فرآیند فوت و مراقبت در منزل برای ۱۱ هزار مورد، توانستهایم تعداد بیماران تحت مراقبت در منزل را به ۲۴۵۰ نفر برسانیم.
وی افزود: با توجه به اینکه از بیمار و بیمه هزینهای دریافت نمیشود، دولت سالانه حدود ۹.۵ میلیارد تومان از طریق این مدل در بخشهای مختلف حمایت میکند. اما اگر بخواهیم این مدل را به صورت گستردهتر اجرا کنیم، با توجه به هزینههای روزانه، نیاز به سرمایهگذاری و مدیریت همتبالایی است.
جهانگیری گفت: این دستاوردها صرفاً ناشی از تخصیص بودجه نیست، بلکه حاصل بهکارگیری رویکردهای نوین مدیریتی، استفاده از هوش مصنوعی، خلاقیت در روشهای مراقبتی و، مهمتر از همه، «مشارکت اجتماعی» است.
وی بیان کرد: ما با آموزش خانوادهها و تبدیل آنها به داوطلبان مراقبت، نه تنها کیفیت زندگی بیماران را ارتقا دادیم، بلکه هزینههای سنگین نظام سلامت را نیز کاهش دادیم. در نهایت، ما با بهرهگیری از ظرفیتهای مرکز تحقیقات و مرکز آموزش خود، آمادگی کامل داریم تا در مسیر توانمندسازی سازمانهای مردمنهاد و سایر ذینفعان، به عنوان بازوی اجرایی و علمی در کنار شما قرار بگیریم.
حوزه سوختگی در ایران با خلأهای جدی در سیاستگذاری مواجه است
در ادامه علیرضا جلالی مدیرعامل انجمن ققنوس گفت:انجمن ققنوس، که اکنون یازدهمین سال فعالیت خود را سپری میکند، حاصل تلاش گروهی از کادر درمان در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز است. ریشه این انجمن به یازده سال پیش و مواجهه با یک پرونده انسانی بسیار دشوار مربوط میشود؛ داستان زنی که بر اثر انفجار ناگهانی در منزل، دچار سوختگیهای شدید شده بود. این حادثه نه تنها سلامت جسمانی او را از بین برد، بلکه پیامدهای روانی و اجتماعی سنگینی نیز به همراه داشت؛ از جمله رها شدن توسط خانواده و فشارهای روانی ناشی از عدم دسترسی به درمانهای تخصصی و پلاستیک.
وی ادامه داد: نقطه عطف این مسیر، زمانی رقم خورد که دکتر فاطمی، با رویکردی فراتر از یک جراح و با نگاهی انسانی، پذیرای این بیمار شد. جراحیهای متعدد و تکراری این بیمار، که منجر به بازسازی عملکردهای حیاتی مانند جدا شدن انگشتان (که در سوختگیها به هم میچسبند) شد، نشاندهنده ضرورت وجود مراکز تخصصی است. این بیمار که اکنون خود در حوزه بهداشت فعالیت میکند، نمادی از پیروزی اراده انسانی بر آسیبهای جسمی و روانی است.
مدیرعامل انجمن ققنوس گفت:تجربهمان در انجمن ققنوس نشان میدهد که حوزه سوختگی در ایران با خلأهای جدی در سیاستگذاری مواجه است. سالانه حدود ۳۰۰ هزار نفر به مراکز سوختگی کشور مراجعه میکنند، اما برخلاف حوزههایی مانند سرطان یا سلامت روان که در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفتهاند، حوزه سوختگی همچنان از حمایتهای کافی محروم مانده است.
وی افزود:یکی از بزرگترین چالشها، هزینههای بسیار بالای درمان در مقابل درآمد پایین بیماران است؛ از آنجا که بیش از ۹۰ درصد مبتلایان به سوختگی را افراد کمدرآمد و آسیبپذیر میدانیم، بسیاری از دانشگاهها و بیمارستانهای عمومی از ایجاد بخشهای تخصصی سوختگی خودداری میکنند، زیرا این بخشها از نظر اقتصادی کمبازده تلقی میشوند. برای نمونه، در تهران با وجود نیاز مبرم، دانشگاههای علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی فاقد بخش تخصصی سوختگی هستند و این بار سنگین تنها بر دوش دانشگاه علوم پزشکی ایران است.
جلالی گفت: انجمن ققنوس در طول سالهای فعالیت خود، با هدف ارائه خدمات جامع و سیستماتیک، بر سه محور اصلی پیشگیری، درمان و توانبخشی تمرکز کرده است. ما بر این باورهستیم که پیشگیری، اقتصادیترین راهکار است؛ چرا که هر یک دلار سرمایهگذاری در پیشگیری از سوختگی، میتواند تا ۲۸ دلار در هزینههای درمان صرفهجویی کند.
وی یادآور شد: انجمن با ارائه آموزشهای ویدئویی و روشهای ساده پیشگیرانه، تلاش میکند تا نرخ حوادث را کاهش دهد. تاکنون این انجمن موفق به ارائه خدمات به ۴۷۰۰ مددجو شده است و همواره سعی بر این داشته که رویکردی زیستی-روانی-اجتماعی را در درمان به کار گیرد تا علاوه بر ترمیم جسم، سلامت روان و بازگشت به اجتماع را نیز تضمین کند.
مدیرعامل انجمن ققنوس خاطرنشان کرد: در مسیر توسعه سلامت، نهادهای مدنی نباید تنها به عنوان تکمیلکننده یا در حاشیه دیده شوند، بلکه باید به عنوان شریک استراتژیک در سیاستگذاری، برنامهریزی، اجرا و نظارت پذیرفته شوند.
وی ادامه داد: ما از مسئولان و دانشگاهها میخواهیم که از ظرفیت انجمن ققنوس برای کاهش بار مالی و اجتماعی سوختگی بهره ببرند. انجمن آماده است تا با تکیه بر تجربیات جمعآوری شده، در مسیر توانمندسازی جامعه و بهبود ساختارهای حمایتی، با تمام توان در کنار حاکمیت و دانشگاه بایستد.
جلالی اظهار کرد: انجمن ققنوس و انجمن متخصصین سوختگی ایران، همواره بر تعامل سازنده با دانشگاه علوم پزشکی ایران تأکید دارند و آمادگی کامل خود را برای مشارکت در سیاستگذاریهای کلان و توسعه زیرساختهای درمانی اعلام کردهاند.
وی ادامه داد: وضعیت فعلی بیمارستانهای تخصصی سوختگی در تهران، به ویژه بیمارستان شهید مطهری که با قدمتی بیش از ۶۰ سال فعالیت میکند، بهشدت نگرانکننده است. این مرکز نه تنها با استانداردهای نوین درمانی فاصله دارد، بلکه از نظر ایمنی سازهای نیز در وضعیت بحرانی قرار دارد.
مدیرعامل انجمن ققنوس گفت: اقدام هوشمندانه ریاست دانشگاه و مدیریت بیمارستان در تعطیلی بهموقع این مرکز در اسفندماه، مانع از بروز فاجعهای انسانی شد. با این حال، انتقال بیماران به بیمارستان حضرت فاطمه (س)، خلأ جدی در ارائه خدمات تخصصی سوختگی در پایتخت را نمایان ساخت.
وی افزود: در حالی که ساخت بیمارستان سوختگی بابالحوائج بیش از ۲۰ سال طول کشیده است اما شاهد آن هستیم که پروژههای مشابه در بخش خصوصی طی تنها سه سال به بهرهبرداری میرسند. البته با تلاشهای صورتگرفته در دولتهای پیشین و فعلی، امیدواریم این پروژه در سال جاری به نتیجه برسد.
جلالی گفت: از مسئولان مربوطه درخواست میکنیم تا از ظرفیتهای تخصصی و تجربیات کارشناسی دو انجمن مذکور برای تکمیل و تجهیز این بیمارستان استفاده کنند. همچنین، انجمنهای فعال در این حوزه آمادگی دارند تا با راهاندازی مرکز ملی سوختگی، گامی عملی برای مشارکت مؤثر نهادهای مدنی در توسعه زیرساختهای ملی بردارند.
وی خاطرنشان کرد: باید به شرایط حساس کنونی کشور و موقعیتهای بحرانی (نظیر شرایط جنگی و یا وضعیتهای خاکستری بلندمدت) توجه ویژهای داشت. این شرایط ایجاب میکند که نهادهای مدنی با بازنگری در استراتژیهای عملیاتی خود، ظرفیتهای لازم برای تابآوری اجتماعی و مداخلات سریع را ایجاد کنند. تحول در رویکرد انجمنهای مردمنهاد و همسوسازی آنها با نیازهای پدافند غیرعامل و مدیریت بحران، ضرورتی اجتنابناپذیر است که امیدواریم در دستور کار نشستهای آتی قرار گیرد.
هنوز آییننامهای جامع و استاندارد برای فعالیت سازمانهای مردمنهاد وجود ندارد
در ادامه سعیده غفاری مدیرعامل انجمن اتیسم ایران گفت: دانشگاه علوم پزشکی ایران، تنها دانشگاهی است که هر سال این روز را گرامی میدارد و از فعالان مدنی دعوت میکند تا در فضایی صمیمی و حرفهای گرد هم آیند، یکدیگر را ببینند و از احوال هم باخبر شوند. همچنین فرصت ارزشمندی فراهم میشود تا اساتید را دیدار کنیم؛ بزرگانی که با وجود آنکه شاید در زمان طرح اولیه برخی مطالب در کنار ما نبودهاند، اما بهصورت گامبهگام ما را همراهی کردهاند تا امروز بتوانیم در کنار یکدیگر برای حل مسائل حوزه سلامت فعالیت کنیم.
وی افزود: ما همچنان در حوزه نظارت، گزارشدهی، مستندسازی و توسعه مشارکت نهادهای مدنی با سازمانهای دولتی و بخش خصوصی، با چالشهای متعدد مواجه هستیم. هنوز آییننامهای جامع و استاندارد برای فعالیت سازمانهای مردمنهاد وجود ندارد؛ آییننامهای که وزارت کشور، بهعنوان نهاد صادرکننده مجوز، بتواند بر اساس آن در زمینه ثبت، تأسیس، نظارت و استمرار فعالیت این سازمانها اقدام کند. در غیاب چنین چارچوبی، با سازمانهای مردمنهاد غالباً بر اساس سلیقه و رویکرد نهادهای مجوزدهنده برخورد میشود. این در حالی است که با تکیه بر روشهای سنتی و خیریهمحور قدیمی، دیگر نمیتوان بهطور مؤثر پاسخگوی نیازهای جامعه هدف بود، زیرا دانش و الزامات امروز، رویکردهای علمی، ساختاریافته و مبتنی بر داده را میطلبد.
مدیرعامل انجمن اتیسم ایران خاطرنشان کرد: نمونه روشن این مسئله را میتوان در حوزه اوتیسم مشاهده کرد. در جهان امروز، از هر ۴۰ تولد، یک کودک با اختلال اوتیسم به دنیا میآید. با وجود چنین شیوع قابل توجهی، در کشور ما هنوز بررسی دقیق و نظاممندی از آمار، میزان رسیدگی، و تعیین نهادهای مسئول در قبال این اختلال وجود ندارد. از این رو، همچنان امیدواریم در چنین مناسبتهایی مسئولان را در کنار خود ببینیم و بتوانیم در فضایی نزدیکتر، مسائل را با آنان در میان بگذاریم. ما که خود در محافلی حضور داریم که دستکم هر ماه یا هر دو تا سه ماه یکبار یکدیگر را میبینیم، از وضعیت هم مطلع میشویم و از ظرفیت همافزایی بهره میگیریم، انتظار داریم در میان سازمانهای مردمنهاد حوزه بیماران خاص، از جمله انجمنهای اوتیسم، هموفیلی، تالاسمی، بیماریهای کلیوی و اماس نیز چنین ارتباط مستمر و مؤثری برقرار باشد.
وی بیان کرد: واقعیت آن است که بسیاری از سازمانهای ما در این حوزه، همچنان درگیر فرایندهای تکمیل و تجدید ثبت هستند؛ مسئلهای که بسیار دردناک و فرساینده است.
غفاری گفت: همانگونه که در حوزه سرطان نیز مطرح شد، هر یک از ما اگر بخواهیم صرفاً به آمارها رجوع کنیم، با حجم بالایی از رنج و نیاز مواجه میشویم. در این میان، بهویژه انجمن اوتیسم ایران، در جلساتی که از مسئولان دعوت کرده است، همواره تلاش داشته تا چالشهای کودکان و خانوادههای آنان، بهویژه مادران، و نیز وضعیت بزرگسالان مبتلا به اوتیسم را که از کودکی وارد دوران بلوغ و سپس بزرگسالی میشوند، برجسته کند. متأسفانه این گروه در کشور ما هنوز جایگاه مشخص و تعریفشدهای از منظر خدماترسانی و رسیدگی ندارند و این خلأ، نیازمند توجه فوری و سیاستگذاری جدی است.
در حوزه انرژی شاهد همین حکمرانی نادرست هستیم
در ادامه علی ربانی مدیر بهینهسازی مصرف انرژی گفت: هر یک از این سازمانهای مردمنهاد، داستان و روایتی ویژه دارند. پرسش بنیادین این است که اگر نظام جامعه، نظام سلامت و ساختار حکمرانی بهدرستی کار میکردند، آیا اصلاً چنین نهادهایی به این شکل شکل میگرفتند؟ آقای جعفری بهدرستی به صندوقها و ضرورت ایفای دقیق وظایف نهادها اشاره کردند و تأکید کردند که باید ظرفیتها را به سمتی سوق دهیم که ارزشآفرینی کنند. تصمیمهایی که امروز در حوزه پیشگیری و هزینهها گرفته میشود، در واقع نه هزینه، بلکه سرمایهگذاری در آموزش، آگاهیبخشی و تولید است؛ رویکردی که در همکاری صنعت پتروشیمی بهداشتی با برخی انجمنها از جمله انجمن اوتیسم نیز تجربه شد و توانستیم کارهای ارزشمندی را پیش ببریم.
وی ادامه داد: در حوزه انرژی نیز شاهد همین حکمرانی نادرست هستیم که در تمام ابعاد کشور دیده میشود. کشوری که در میان دارندگان ذخایر گاز جهان قرار دارد، نه تنها در فهرست 10 کشور نخست صادرکننده گاز جایی ندارد، بلکه مردم خودش نیز با محدودیتهای مصرف مواجهاند. پرسش این است که آیا گاز کم تولید میکنیم؟ پاسخ خیر است؛ کشوری با جمعیت و ساختار اقتصادی مشابه ما، نصف گاز مصرفی ما را صرف میکند بدون آنکه کمبودی احساس کند.
مدیر بهینهسازی مصرف انرژی خاطرنشان کرد: بررسیهای ما نشان میدهد که مانند بسیاری از حوزهها، الگوی مصرف ما از یک نعمت خدادادی برخوردار نیست و اقتصاد سالمی نیز نداریم. تا زمانی که وضعیت اقتصادی جامعه اصلاح نشود، بسیاری از این آرزوها و مطالبات، آرمانهایی دستنیافتنی باقی خواهند ماند. کشوری که هفت درصد از منابع دنیا و تنها یک درصد از جمعیت جهان را در اختیار دارد، نباید از نظر وضعیت اقتصادی، اجتماعی، درمانی و آموزشی به این شکل باشد.
وی افزود: امروز هنگام ورود به این ساختمان، به جرئت میگویم در میان تمام جلساتی که تاکنون داشتهام، بزرگترین و بلندترین ساختمان دانشگاه علوم پزشکی را کتابخانه یافتم؛ ساختمانی که نشاندهنده انباشت علم و دانش قابلاستفاده است و این امر بسیار ارزشمند و شایسته تبریک است.
ربانی گفت: ما برای نخستین بار، پس از سه سال پیگیری، طرحی را در نظام جمهوری اسلامی ایران به اجرا درآوردیم؛ طرح توزیع انرژی، بدون آنکه حتی یک ریال از دولت پول دریافت کنیم. همانگونه که دوستان ما در گزارش حوزه سرطان نیز تأکید کردند، نه تنها از دولت هزینهای مطالبه نکردیم، بلکه با افزایش بهرهوری و کارآمدی، بخش قابل توجهی از هزینههای دولت را کاهش دادیم. در این مسیر، با همکاری شما سمنها و شبکه ملی نیکوکاری که مدیرعامل محترم آن نیز در جلسات حاضرهستند، فضایی ایجاد کردیم که هدف آن نه صرفاً صرفهجویی، بلکه درستمصرفکردن و مصرف آگاهانه است؛ تا به این ترتیب از اتلاف انرژی جلوگیری کنیم و الگوی مصرفی صحیح را در جامعه نهادینه سازیم.
وی یادآور شد: در طول دو سال گذشته، گفتوگوهای متعددی با دوستانمان در شبکه ملی نیکوکاری داشتیم و پیرامون سه موضوع اصلی به همافزایی رسیدیم. یکی از مباحث محوری، به مشارکت مردم در هشت استان کشور مربوط میشد که با همراهی شما فعالان در حوزه سازمانهای مردمنهاد، در قالب مشارکت عمومی به پیش برده شد.
مدیر بهینهسازی مصرف انرژی ادامه داد: ایده اصلی این بود که انرژی را درست مصرف کنیم، از اتلاف آن جلوگیری کنیم و سود حاصل را به سمت تولید هدایت کنیم. مسئلهای که در این مسیر به آقای جعفری نیز منتقل شد، این بود که با جمعبندیهای صورتگرفته، میتوان ظرفیتی مشترک برای حوزه سلامت ایجاد کرد و دانشگاه علوم پزشکی ایران به نمایندگی از وزارت بهداشت، پرچمدار این حرکت شود.
وی افزود: هر اندازه خانوادههایی که در حوزه سلامت فعالیت میکنند و اطلاعرسانی لازم انجام شود، کاهش مصرف حاصل را میتوان در صندوق مشترکی جمعآوری کرد و با مشارکت همین افراد، برای سال آینده تصمیم گرفت که کدام بخش از حوزه سلامت در اولویت قرار گیرد.
ربانی گفت: بهعنوان مثال، بیمارستان سوختگی تهران که اکنون فعال نیست، برای ساخت آن حدود پانصد تا ششصد میلیارد تومان اعتبار نیاز است. آیا نمیتوان از محل همین منابع انرژی، این بیمارستان را ساخت؟ یا اینکه به سراغ موضوع اوتیسم برویم و بخشی از نیازهای این حوزه را تأمین کنیم؟
وی یادآور شد: هدف من در این فرصت، صرفاً بیان این نکته بود که ظرفیت همکاری مؤثر و بینیاز از دریافت هزینه از مردم وجود دارد؛ راهکارهایی که بسیار سادهاند. بهعنوان نمونه، در فصل زمستان که وارد فضای گرم میشویم، نخستین اقدام ما اغلب باز کردن پنجره است؛ رفتاری که در هیچجای دنیا مرسوم نیست. در سفرهای خارجی نیز شاهد بودیم که مهمانان خارجی پس از آمدن به ایران تنها از سردی هوا گلهمند بودند، نه از گرما.
مدیر بهینهسازی مصرف انرژی گفت: ما به خوبی میدانیم که این وضعیت چقدر دشوار است. اما تجربه سال گذشته نشان داد که با تنها ۴۸۰ هزار عضو فعال، موفق شدیم ۳۰۰ میلیارد تومان به مردم برگردانیم. حال اگر بتوانیم این اعضا را به دو میلیون نفر از جمعیت ۹۰ میلیونی کشور افزایش دهیم و خانوادههای بیشتری را درگیر کنیم، آیا نمیتوانیم در حوزهای مشارکت کنیم که نه مردم هزینهای پرداختهاند و نه فشاری بر آنان وارد شده است؟ بلکه صرفاً اصلاح یک سبک زندگی است که میتواند چنین تحولی ایجاد کند.
وی یادآور شد: یکی از معضلات جدی دانشگاههای علوم پزشکی و بیمارستانها، نارسایی سیستمهای گرمایشی است. بیمارستان شهید زاده ساری در استان مازندران که مرکز سوختگی استانهای شمالی محسوب میشود و بیمارانی از خراسان تا گیلان را پذیرش میکند، امروز با مشکل جدی سیستم گرمایشی مواجه است؛ بهگونهای که این سیستم عملاً از کار افتاده است.
ربانی گفت: ما برآورد کردهایم که به دلیل مشارکت مردم خوب استان مازندران در سال گذشته، این بیمارستان از محل صرفهجویی انرژی، حدود ۴۰ میلیارد تومان اعتبار جمعآوری کرده است. همین الگو را میتوان با کمک شما و از طریق آگاهیبخشی در سایر حوزهها نیز تکرار کرد.
وی با اشاره به وضعیت بهداشت و سلامت استانهای شمالی اظهار کرد: آمارها نشان میدهد که این مناطق به دلیل استفاده از بخاریهای قدیمی که اکسیژن داخل منزل را برای احتراق مصرف میکنند، بالاترین آمار بیماریهای تنفسی را دارند. در همین راستا، پیشنهاد شده است که در قالب این طرح، بخاریهای استاندارد بهصورت رایگان در اختیار این خانوادهها قرار گیرد تا هم سلامت آنان بهبود یابد و هم از مصرف بهینه انرژی بهرهمند شوند.
مدیر بهینهسازی مصرف انرژی خاطرنشان کرد: ما این آمادگی را داریم که با محوریت آقای جعفری، این طرح را با مشارکت انجمنهای سلامت ایران پیش ببریم و از تشکلهای مردمنهاد بخواهیم به این پویش بپیوندند؛ بهگونهای که هر میزان صرفهجویی حاصل شود، اولویتبندی و تصمیمگیری در تخصیص آن بر عهده همین تشکلها باشد، نه پیشنهادی یکجانبه.
وی ادامه داد: در نخستین سال اجرای این طرح، در گفتوگو با دوستان شبکه ملی نیکوکاری، هریک از تشکلها موضوعی را مطرح کردند؛ برخی بر کودکان کار، برخی بر اعتیاد و بازتوانی و برخی بر کودکان کارتنخواب متمرکز بودند. ما تأکید کردیم که همه این موارد در جای خود درست است، اما باید بررسی کنیم چه موضوعی در جمهوری اسلامی ایران برای ما شایستهتر و ضروریتر است.
ربانی گفت: کشوری که هفت درصد از منابع دنیا را در اختیار دارد، نباید بپذیرد که پنج هزار کودک در سنین شش تا دوازده سال در صف انتظار خدمات باشند. این وضعیت برای ما شایسته نیست. با وجود این، اقدامات انجامشده توسط مردم ایران صورت گرفته است.
مدیر بهینهسازی مصرف انرژی در پایان گفت: از شما درخواست میکنم این کار را در حوزه سلامت با کمک یکدیگر انجام دهیم؛ به این شکل که تمام تشکلها گرد هم آیند و تصمیم بگیرند مهمترین مسئلهای که باید امسال یا طی دو سال آینده حل شود چیست و تمام منابع موجود را برای حل همان مسئله صرف کنیم و سال بعد سراغ مسئله بعدی برویم.
بزرگترین حجم اقدام در تمام دنیا، بر عهده مردم است
در ادامه گراوند مدیرعامل شرکت نقش کلیک گفت: حکمرانی اثبات میکند که برنامهریزی امری بنیادین است. بر پایه قانون اساسی، باید نظام آمایش سرزمین را پیادهسازی کرد؛ یعنی مطالعه جامع و همزمان تمامی بخشها از دامپروری و کشاورزی گرفته تا صنعت و خدمات، تا در نهایت بتوان به حوزه سلامت رسید. تنها زمانی که مطالعات تفکیکشده در سطوح کشور، استان، شهرستان و حتی حوزههای محلی انجام شود، میتوان اقدامات لازم را در حوزه سلامت تدوین کرد و مشخص نمود که چه کسانی مسئولیت اجرای آنها را بر عهده دارند.
وی افزود: در هر کشوری، 6 بازیگر اساسی در اجرای برنامهها نقش دارند که ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. نخستین و بزرگترین حجم اقدام در تمام دنیا، بر عهده مردم است. واقعیت این است که دولتها به دلیل در اختیار داشتن منابع مالی، تمایل دارند تمامی کارها را خود انجام دهند و اگر منابع نفتی وجود نداشت، دولتها اساساً توان انجام کارهای مردم را نداشتند.
مدیرعامل شرکت نقش کلیک اظهار کرد: پس از مردم، دومین رکن اجرایی، تشکلها و سازمانهای مردمنهاد هستند. در ردههای بعدی، سازمانهای برنامهریزی، نهادهای حکومتی مانند بنیاد برکت و علوی، نهادهای بینالمللی و در نهایت دولت قرار میگیرند. در ایران، به دلیل برخورداری از منابع مالی گسترده، دولت به بزرگترین مجری تبدیل شده و تمامی اختیارات را در قبضه خود گرفته است.
وی افزد: اگر ما دارای یک نظام آمایش سرزمین و برنامهریزی منسجم بودیم، تشکلها نیازی به مذاکره با دولت نداشتند، بلکه صرفاً بر سر تقسیم کار بحث میکردند. در آن صورت مشخص میشد که بخشهای خاصی از حوزه بهداشت و درمان، مختص تشکلهای غیردولتی است و بودجه و منابع لازم نیز باید به آنها اختصاص مییافت. اما فقدان برنامهریزی نظاممند باعث شده است که تحلیلها نهادینه نشوند و هر نهادی به صورت پراکنده و بر اساس سلیقه خود بخشی از کار را انجام دهد.
گراوند گفت: وضعیت فعلی ما مانند اتاق عمل جراح نیست که در آن پروتکلها، ابزارها، زمانبندی و نقش تمامی افراد از پیش مشخص شده باشد.
وی ادامه داد: دلیل اصلی شکست اجرای برنامه «آمایش سرزمین» در این کشور، ساختار فعلی سازمان برنامه و بودجه است. این سازمان برای اینکه بتواند برنامهای جامع تهیه کند، منابع را میان شش مجری مذکور تقسیم کند و هم بر دولت و هم بر سایر نهادها نظارت داشته باشد، نباید درون بدنه دولت باشد؛ بلکه باید یک نهاد مستقل و فرادولتی باشد.
مدیرعامل شرکت نقش کلیک گفت: در حال حاضر، دولت با تسلط بر تمام منابع مالی و اختیارات، بر بدنه جامعه سنگینی میکند و این مانع از فعالیت مؤثر تشکلها میشود. در واقع، وقتی برنامهای جامع وجود ندارد، تشکلها همواره در تقابل یا در گروی تصمیمات دولت قرار میگیرند.
وی افزود: این فقدان برنامهریزی و مدیریت کلان، مستقیماً به ساختار حاکمیت بازمیگردد. وظیفه حاکمیت است که یک نظام برنامهریزی و یک مغز متفکر فرادولتی ایجاد کند تا از این بازی قدرت خارج شده و تقسیم کار عادلانه میان ملت و دولت را طراحی کند. سازمان برنامهریزی باید از دل دولت خارج شود تا بتواند بهجای تمرکزگرایی، برای مردم تصمیمگیری، برنامهریزی و تخصیص بودجه به شیوهای کارآمد انجام دهد.
گراوند گفت: با وجود تمامی چالشها و انتقاداتی که مطرح شد، آنچه همواره مایه امیدواری و دلگرمی است، دستاوردهای ارزشمند کشور در حوزههای توسعه انسانی و اجتماعی است. ایران امروز به نرخ باسوادی بیش از ۹۵ درصد دست یافته و در شاخص تحصیلات عالی، بهویژه در میان زنان که افتخارات این کشور محسوب میشوند، رشد چشمگیری داشته است؛ به گونهای که نزدیک به ۶۰ درصد از تحصیلکردگان جامعه را زنان تشکیل میدهند.
وی ادامه داد: ارتقای میانگین امید به زندگی از ۵۳ سال در سال ۱۳۵۵ به حدود ۷۸ سال در حال حاضر، علیرغم تمامی مشکلات و تلفات جادهای، از موفقیتهای بزرگ ملی به شمار میرود. کاهش نرخ مرگومیر نوزادان به نزدیکی صفر نیز از دیگر شاخصهای امیدبخشی است که نشان از توانمندیهای نهفته در کشور دارد.
مدیرعامل شرکت نقش کلیک گفت: با وجود این ظرفیتهای امیدبخش، مسئله اصلی همچنان ساختار معیوب حکمرانی و نظام برنامهریزی کشور است. همانطور که پیشتر تأکید شد، ضروری است که جایگاه تشکلهای مردمی در نهادهای حاکمیتی اصلاح شود.
وی ادامه داد: از جناب آقای دکتر ربیعی که در جایگاه تأثیرگذاری قرار دارند، انتظار میرود تا با پیگیری جدی، برای استقلال سازمان برنامه و بودجه از بدنه دولت تلاش کنند. دولت باید با واگذاری بخشی از اختیارات و منابع به مردم و تشکلها، آنها را از فشار تمرکزگرایی رها سازد و با ارائه یک برنامه کلان و تقسیم کار مشخص، مسیر را برای اجرای اثربخش امور توسط خود مردم فراهم آورد.
گراوند گفت: وجود چنین نیروی انسانی تحصیلکرده، شجاع و پیگیر، سرمایه اصلی این ملت است. در بررسیهای میدانی که پیش از سفرهای اخیرم در کشورهای اروپایی انجام دادم، به این نتیجه روشن دست یافتم که تفاوت بنیادین میان ایران و کشورهای توسعهیافته، نه در منابع و امکانات، بلکه صرفاً در نحوه حکمرانی و مدلهای مدیریتی آنها نهفته است. بنابراین، کلید حل مشکلات فعلی، اصلاح همین نظام حکمرانی و مدیریت هوشمندانه ظرفیتهای کشور است.
تنها راه ماندگاری ما در این مسیر، حفظ همان تشنگی و اشتیاق اولیه برای رسیدن به رسالت انسانی است
در ادامه سپهر صالحی مدیر موسسه مردم نهاد زنو با بیان خاطرهای کوتاه از مسیر فعالیتهای اجتماعی گفت: در شهریور سال ۱۴۰۱، زمانی که کشور با چالشهای اقتصادی و برنامههای مالیاتی روبهرو بود و اخبار ناامیدکننده از جهان، فضای سنگینی ایجاد کرده بود، ما با یک چالش بزرگ روبرو بودیم. ما یک تیم ۱۱ نفره بودیم که در آن روزهای پر تنش، تنها هدفمان این بود که برنامهی ۱۱ روزه خود را با تمام توان به سرانجام برسانیم. در آن لحظات، ما با خود میگفتیم که در آن شرایط دشوار، تنها راه کمک به جمع، تمرکز بر دایره اثرگذاری خودمان است؛ یعنی تمام انرژیمان را صرف کنیم تا در همان فضای کوچک ۱۱ نفره، بهترین عملکرد را داشته باشیم.
وی ادامه داد: پس از بازگشت از آن دوره، نگاه ما تغییر کرد. ما به این فکر افتادیم که چگونه میتوانیم دایره اثرگذاری خود را گسترش دهیم. اگر در آن زمان، دایره اثرگذاری ما محدود به یک گروه ۱۱ نفره بود، امروز با فعالیتهای مؤسسه زنو، تلاش میکنیم این دایره را به سوی آسیبدیدگان حوزه سوختگی و سایر حوزههای اجتماعی گسترش دهیم. هدف ما این است که با تمام توان برای بهبود کیفیت زندگی این کودکان و افراد آسیبدیده بجنگیم و بیشترین دستاورد ممکن را رقم بزنیم.
وی ادامه داد: باور ما این است که برای هر دردی، دوایی هست و ما در پی یافتن آن دوا و رفع آن درد هستیم. تنها راه ماندگاری ما در این مسیر، حفظ همان تشنگی و اشتیاق اولیه برای رسیدن به رسالت انسانی است.
صالحی گفت: ما در مسیر فعالیتهای خود، تجربیات و مدلهای موفق سازمانهای مردمنهاد (NGO) در سطح جهان را بررسی و محک زدیم.
وی یادآور شد: از میان تحلیلهای انجام شده، به یک نتیجه کلیدی رسیدیم؛ بزرگترین نقطه رشد سازمانهایی است که از نظاممند شدن و حرکت به سمت فرایندهای مدیریتی دست کشیده نشدهاند. همچنین، سازمانهایی رشد بیشتری داشتند که فراتر از تخصصهای صرف، از نیروی انسانی عاشق بهره بردند.
مدیرعامل مؤسسه مردم نهاد زنو اظهار کرد: بزرگترین سرمایه یک سازمان مردمنهاد، بنیانگذاران عاشق هستند؛ کسانی که فعالیت خود را نه صرفاً بر پایه تخصص، بلکه بر پایه یک معنای شخصی و اجتماعی بنا کردهاند. حضور این افراد عاشق در کنار متخصصان حوزههای مختلف مانند مارکتینگ، مدیریت و دیگر موارد باعث میشود که سازمان از یک فعالیت ساده به یک حرکت ماندگار تبدیل شود.
صالحی در پایان گفت: مؤسسه زنو در حوزههای آسیبهای اجتماعی، روانی و سوختگی فعالیتهای مستمر خود را ادامه میدهد و گزارشهای کامل عملکرد ما نیز جهت شفافیت و بهرهگیری از نظرات شما در دسترس است.
در پایان نشست سمنهای فعال مورد تقدیرقرار گرفتند.


نظر دهید