• 1405/07/01 - 12:59
  • - تعداد بازدید: 509
  • - تعداد بازدیدکننده: 470
  • زمان مطالعه : 4 دقیقه
  • /Zrv8p

هر فراموشی در سالمندی نشانه آلزایمر نیست؛ تفاوت افت طبیعی حافظه با زنگ خطرهای شناختی

متخصص طب سالمندی بیمارستان فیروزآبادی با تأکید بر ضرورت ارزیابی‌های چندبعدی در مواجهه با افت توانایی‌های ذهنی گفت: هر فراموشی در سنین بالا به معنای ابتلا به دمانس یا بیماری آلزایمر نیست، اما شناخت مرز میان افت طبیعی ناشی از سن و نشانه‌های هشداردهنده، کلید اصلی در حفظ استقلال فردی و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان محسوب می‌شود.

 به گزارش خبرنگار روابط عمومی بیمارستان فیروزآبادی، فراموشی در سنین بالا همیشه به معنای ابتلا به آلزایمر یا زوال عقل نیست. در فرایند طبیعی پیری، ممکن است سرعت یادآوری اسامی یا مکان اشیا کاهش یابد اما مرز بنیادین میان افت طبیعی و بیماری، در «میزان حفظ استقلال فردی» نهفته است به عبارتی دیگر تا زمانی که فرد توانایی اداره امور شخصی، مالی و روزمره خود را دارد، نمی‌توان برچسب بیماری بر او زد.

 

با این حال، مواجهه با افت حافظه معمولاً میان دو رویکرد افراطیِ «وحشت‌زدگی و برچسب‌زنی» یا «عادی‌انگاری و غفلت از نشانه‌های هشداردهنده» معطل می‌ماند. کارشناسان بر این باور هستند، تصویربرداری‌ها و آزمایش‌ها ابزار تشخیص قطعی آلزایمر نیستند بلکه رویکرد جامع‌نگر بالینی مبتنی بر شرح‌حال دقیق، آزمون‌های شناختی و مداخلات روان‌شناختی، تنها مسیر اصولی برای ارزیابی به‌موقع، انگ‌زدایی و حفظ کرامت سالمندان به شمار می‌روند.

 

دکتر مریم نیک‌صولت با اشاره به اهمیت ارتقای آگاهی جامعه نسبت به سلامت حافظه در این‌باره اظهار کرد: فراموشی یکی از شایع‌ترین دغدغه‌ها و شکایات دوران سالمندی است، اما جامعه باید بداند که هرگونه کاهش سرعت پردازش مغزی لزوماً یک فرایند بیماری‌زا تلقی نمی‌شود.

 

وی افزود: در روند طبیعی پیری، ممکن است سرعت یادآوری اسامی، نام اشیا یا مکان وسایل اندکی کندتر شود، اما تفاوت بنیادین این تغییرات با بیماری، در «میزان حفظ استقلال فردی» نهفته است؛ بر این اساس تا زمانی که فرد قادر به مدیریت امور شخصی و روزمره خود باشد، نمی‌توان برچسب بیماری بر او زد.

 

این متخصص طب سالمندی تصریح کرد: زنگ خطر جدی زمانی به صدا درمی‌آید که اختلال در حافظه یا دیگر حوزه‌های شناختی نظیر توجه، تمرکز، زبان، جهت‌یابی و توانایی تصمیم‌گیری و حل مسئله، حالتی مداوم، پیش‌رونده و فزاینده پیدا کند و انجام مسئولیت‌های معمول روزمره نظیر مدیریت داروها، امور مالی، خرید، آشپزی یا رفت‌وآمد را دچار خدشه و وابستگی سازد.

 

فرایند تشخیص بالینی؛ فراتر از یک آزمایش یا تصویربرداری منفرد

نیک‌صولت با بیان اینکه تشخیص اختلالات شناختی هرگز بر پایه یک آزمایش منفرد انجام نمی‌شود، ادامه داد: نخستین و محوری‌ترین گام، اخذ شرح حال بالینی دقیق از خود سالمند و دست‌کم یکی از نزدیکان یا مراقبان اصلی اوست تا نحوه آغاز علائم، سرعت پیشرفت آنها و شدت اثرگذاری بر عملکرد زیستی مشخص شود.

 

وی گفت: در گام بعد، عملکردهای پیچیده مغز از طریق آزمون‌های استاندارد غربالگری و عصب‌روان‌شناختی سنجیده می‌شوند تا نقاط قوت و ضعف شناختی فرد به دقت تفکیک شود.

 

این متخصص طب سالمندی با رد برخی باورهای نادرست درباره روش‌های پاراکلینیکی تأکید کرد: تصویربرداری‌های مغزی نظیر MRI یا CT اسکن به‌تنهایی ابزار تشخیص قطعی آلزایمر نیستند، بلکه برای رد سایر آسیب‌های ساختاری، ضایعات عروقی یا توده‌های مغزی به کار می‌روند؛ بنابراین طبیعی بودن تصویر مغز نیز به معنای رد کامل اختلالات شناختی نخواهد بود. همچنین ارزیابی‌های آزمایشگاهی خون نقش ارزنده‌ای در شناسایی علل قابل درمان، برگشت‌پذیر و کنترل‌پذیر افت حافظه ایفا می‌کنند.

 

ضرورت انگ‌زدایی و پرهیز از دو قطبیِ «انکار» یا «وحشت‌زدگی»

سپیده خاصه‌تراش، کارشناس ارشد روان‌شناسی سلامت بیمارستان فیروزآبادی نیز با پرداختن به ابعاد روان‌شناختی سلامت شناختی اظهار کرد: یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های نظام سلامت در مواجهه با افت حافظه، نحوه ادراک و واکنش روانی بیمار و خانواده نسبت به این رخداد است.

 

وی افزود: متأسفانه دو نوع واکنش قطبی و افراطی در جامعه مشاهده می‌شود؛ گروهی با نخستین تجربه فراموشی دچار وحشت‌زدگی و اضطراب ناشی از ترس ابتلا به آلزایمر می‌شوند و در مقابل، گروه دیگری اختلالات واضح و افت توانمندی‌های عملکردی سالمند را به پای «طبیعی بودن کهولت سن» گذاشته و فرصت طلایی مداخلات زودهنگام را از دست می‌دهند.

 

این روانشناس با تأکید بر لزوم «انگ‌زدایی» از اختلالات شناختی تصریح کرد: ارزیابی زودهنگام حافظه نباید با برچسب‌زنی، شرم یا انزوای سالمند همراه شود. هدف از مراجعه به کلینیک‌ها صرفاً نام‌گذاری یک بیماری نیست، بلکه هدف اصلی یافتن ریشه‌های برگشت‌پذیر، کاهش بار اضطراب روانی، بازتوانی شناختی و کمک به تداوم زندگی مستقل و باکیفیت است.

 

خاصه‌تراش نقش خانواده را در مدیریت سلامت روان سالمندان بی‌بدیل خواند و یادآور شد: اعضای خانواده به عنوان نخستین حلقه حمایتی، باید هوشیار، صبور و واقع‌بین باشند. پرهیز از سرزنش، درک محدودیت‌ها، تشویق به تعاملات اجتماعی و همراهی همدلانه در روند درمان، فرسایش روانی مراقبان را کاهش داده و احساس امنیت روانی سالمند را تقویت می‌کند.

 

  • گروه خبری : اخبار برتر,درمان و پزشکی
  • کد خبر : 377594
کپی لینک کوتاه:
کلمات کلیدی
مهرنوش  طهرانی
خبرنگار:

مهرنوش طهرانی

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید