بررسی اثر داروهای نوین دیابت بر پیامدهای کبدی در ژورنالکلاب پژوهشکده غدد
جلسه هفتگی ژورنالکلاب پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم با محوریت بررسی تأثیر داروهای نوین ضددیابت بر پیامدهای کبدی بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم، دکتر سارا بازگیری؛ فوقتخصص غدد درونریز و متابولیسم در این نشست علمی یک مقاله مروریسیستماتیک و متاآنالیز منتشرشده در یکی از مجلات معتبر بینالمللی را ارائه و بررسی کرد. محتوای این مقاله شامل اسلایدهای تشریحی، جداول آماری، نمودارهای جنگلی و آنالیزهای زیرگروهی در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت و مبنای بحث و تبادلنظر حاضران بود.
بازگیری با اشاره به شیوع بالای بیماری کبد چرب متابولیک (MASLD) در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲، اظهار کرد: حدود ۷۰ درصد بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ به بیماری کبد چرب متابولیک دچار هستند. از آنجا که این بیماری میتواند به استئاتوهپاتیت متابولیک (MASH)، سیروز، کارسینوم هپاتوسلولار و در نهایت مرگومیر ناشی از بیماریهای کبدی منجر شود، بررسی اثر داروهای ضددیابت بر پیامدهای کبدی اهمیت ویژهای دارد.
وی افزود: مطالعه مطرحشده، متاآنالیزی بر روی بیش از ۵.۳ میلیون بیمار است که به بررسی اثر سه گروه از داروهای نوین ضددیابت، شامل آگونیستهای گیرنده GLP-1، مهارکنندههای SGLT-2 و مهارکنندههای DPP-4، بر پیامدهای کبدی پرداخته است.
این فوقتخصص غدد درونریز و متابولیسم گفت: این پژوهش بر اساس دستورالعمل PRISMA و با جستوجوی جامع در پایگاههای PubMed، Embase، Web of Science، CINAHL و Cochrane CENTRAL تا ۳۱ می ۲۰۲۵ انجام شده است. مطالعات واردشده، بزرگسالان مبتلا به دیابت نوع ۲ را بررسی کردهاند که مصرف داروهای مورد نظر را آغاز کرده و دارای گروه مقایسهکننده بودهاند.
بازگیری ادامه داد: پیامدهای اصلی مورد بررسی، بروز جدید کارسینوم هپاتوسلولار و رویدادهای غیرسرطانی کبدی، از جمله سیروز و نارسایی کبدی، بوده است.
وی با تشریح یافتههای اصلی این متاآنالیز اظهار کرد: نتایج نشان داد داروهای آگونیست گیرنده GLP-1، در مقایسه با مهارکنندههای DPP-4، خطر ابتلا به کارسینوم هپاتوسلولار را حدود ۲۳ درصد و خطر رویدادهای غیرسرطانی کبدی را حدود ۲۱ درصد کاهش میدهند.
بازگیری افزود: مهارکنندههای SGLT-2 نیز در کاهش هر دو پیامد یادشده مؤثر بودند. در مقابل، مهارکنندههای DPP-4 نهتنها اثری در پیشگیری از کارسینوم هپاتوسلولار نداشتند، بلکه با افزایش خطر رویدادهای غیرسرطانی کبدی همراه بودند. در این پژوهش، مکانیسمهایی مانند افزایش مقاومت عروق پورت و ترومبوز وریدی بهعنوان دلایل احتمالی این موضوع مطرح شده است.
وی با اشاره به آنالیزهای زیرگروهی گفت: در بیماران مبتلا به دیابت و بیماری مزمن کبدی، از جمله هپاتیت B، هپاتیت C یا سیروز، داروهای آگونیست گیرنده GLP-1 توانستند خطر نارسایی کبدی را تا ۲۱ درصد کاهش دهند؛ در حالی که مهارکنندههای DPP-4 در همین گروه از بیماران با افزایش خطر نارسایی کبدی همراه بودند.
این فوقتخصص غدد ادامه داد: در آنالیز شبکهای نیز مهارکنندههای SGLT-2 در رتبه نخست کاهش هر دو پیامد، شامل سرطان کبد و رویدادهای غیرسرطانی کبدی، قرار گرفتند.
بازگیری با اشاره به نقاط قوت و محدودیتهای این مطالعه اظهار کرد: حجم بالای نمونه، شامل بیش از ۵.۳ میلیون بیمار، و انجام تحلیلهای حساسیت متعدد از نقاط قوت این پژوهش به شمار میرود و نشان میدهد یافتهها از استحکام روششناختی مناسبی برخوردارند.
وی افزود: با وجود این، مشاهدهای بودن تمام مطالعات واردشده، ناهمگونی نسبتاً بالا و احتمال وجود متغیرهای مداخلهگر ناشناخته، ضرورت انجام کارآزماییهای بالینی تصادفیشده و آیندهنگر را برجسته میکند.
بازگیری در پایان تأکید کرد: هنگام انتخاب داروی ضددیابت برای بیمارانی که در معرض خطر بالای بیماریهای کبدی قرار دارند، نباید تنها کنترل قند خون و عوارض قلبیعروقی را مدنظر قرار داد، بلکه لازم است اثرات محافظتی یا زیانبار کبدی داروها نیز مورد توجه باشد.
وی خاطرنشان کرد: به نظر میرسد آگونیستهای گیرنده GLP-1 و مهارکنندههای SGLT-2 گزینههای مناسبتری برای این گروه از بیماران باشند، اما انتخاب نهایی دارو باید با توجه به شرایط بالینی هر بیمار و نظر پزشک معالج انجام شود.


نظر دهید