پیوگلیتازون و خطر شکستگی؛ یافتههای یک متاآنالیز جدید برای بیماران دیابتی و بیماران دارای سابقه سکته مغزی
نتایج یک متاآنالیز جدید نشان میدهد اگرچه پیوگلیتازون همچنان یکی از داروهای موثر در کاهش عوارض قلبی-عروقی بیماران مبتلا به دیابت و مقاومت به انسولین به شمار میرود، اما افزایش خطر شکستگی، بهویژه در زنان و بیماران دارای سابقه سکته مغزی، ضرورت بازنگری در انتخاب درمان و فردیسازی تصمیمگیری بالینی را دوچندان کرده است.
به گزارش خبرنگار روابط عمومی پژوهشکده غدد درونریز و متابولیسم، جلسه ژورنالکلاب این پژوهشکده روز یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ با حضور جمعی از اساتید، پژوهشگران، دانشجویان و دستیاران فوقتخصص غدد درونریز و متابولیسم در سالن کنفرانس پژوهشکده برگزار شد.
در این نشست علمی، دکتر سارا بازگیری، دانشجوی دوره فوقتخصص غدد درونریز و متابولیسم، به ارائه و بررسی مقالهای از مجله معتبر “Frontiers in Pharmacology” با عنوان «پیامدهای بالینی خطر شدت شکستگی با پیوگلیتازون: یک بررسی سیستماتیک و متاآنالیز از کارآزماییهای تصادفی بالینی» پرداخت؛ مقالهای که در تاریخ ۶ مارس ۲۰۲۵ منتشر شده بود.
دکتر بازگیری در آغاز سخنان خود با اشاره به جایگاه داروی پیوگلیتازون در درمان بیماران دیابتی و افراد مبتلا به مقاومت به انسولین، توضیح داد: پیوگلیتازون از گروه تیازولیدیندیونها (TZD) است که با فعالسازی گیرنده PPAR-γ، حساسیت به انسولین را افزایش میدهد و از این طریق در بهبود متابولیسم گلوکز و لیپیدها و کنترل قند خون نقش دارد.
وی افزود: از مهمترین مزایای این دارو، اثرات قلبی-عروقی آن است. مطالعه معروف IRIS نشان داده است که پیوگلیتازون میتواند خطر سکته مغزی مجدد و سکته قلبی را در بیماران مبتلا به مقاومت به انسولین و دارای سابقه سکته، به طور قابل توجهی کاهش دهد. همچنین، خواص ضدالتهابی و بهبوددهنده پروفایل لیپیدی این دارو، اثرات محافظتی قلبی آن را تقویت میکند.
این دستیار فوقتخصص غدد در ادامه با بیان اینکه پیوگلیتازون با وجود این مزایا، عوارضی مانند افزایش وزن، ادم محیطی و بهویژه افزایش خطر شکستگیهای استخوانی را نیز به همراه دارد، گفت: این عارضه میتواند بخشی از منافع قلبی-عروقی دارو را تحتالشعاع قرار دهد؛ بهخصوص در گروههای آسیبپذیر مانند زنان یائسه، سالمندان و افرادی که سابقه سکته مغزی دارند و خود در معرض خطر بیشتر افتادن قرار میگیرند. بر همین اساس، این پژوهش با هدف کمیسازی دقیق این خطر و شناسایی زیرگروههای پرخطر انجام شده است.
وی در تشریح روششناسی مطالعه اظهار کرد: پژوهشگران با جستوجو در پایگاههای داده معتبر از جمله Cochrane، EMBASE، MEDLINE و ClinicalTrials.gov، تمام کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشده را تا مارس ۲۰۲۴ که پیوگلیتازون را با دارونما یا سایر داروهای کاهنده قند خون مقایسه کرده و پیامد شکستگی را گزارش داده بودند، بررسی کردند. از میان ۸۶۰ کارآزمایی اولیه، پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ۷۸ مطالعه واجد شرایط شناخته شد که از این تعداد، ۳۶ مطالعه دارای کیفیت بالا، ۸ مطالعه با ریسک سوگیری نامشخص و ۳۴ مطالعه با ریسک سوگیری بالا بودند. پس از حذف مطالعات با ریسک سوگیری بالا، متاآنالیز نهایی بر روی ۴۴ کارآزمایی شامل بیش از ۸۶ هزار شرکتکننده انجام شد.
دکتر بازگیری با اشاره به یافتههای اصلی این متاآنالیز بیان کرد: نتایج نشان داد مصرف پیوگلیتازون در مقایسه با دارونما با افزایش ۲۱ درصدی خطر کلی شکستگی همراه است؛ بهطوری که نسبت خطر ۱.۲۱، فاصله اطمینان ۹۵ درصد ۱.۰۱ تا ۱.۴۵ و سطح معنیداری ۰.۰۴ به دست آمد. این افزایش خطر هم در شکستگیهای غیرجدی و هم در شکستگیهای جدی مشاهده شد. همچنین، خطر شکستگیهای کمانرژی که اغلب ناشی از افتادن از ارتفاع ایستاده یا کمتر هستند، به طور معنیداری بیشتر بود؛ موضوعی که برای بیماران با سابقه سکته مغزی، بهویژه هشداردهنده است.
وی ادامه داد: در بررسی زیرگروهها، مشخص شد در بازماندگان سکته مغزی، مصرف پیوگلیتازون با افزایش ۴۱ درصدی خطر شکستگی همراه بوده است؛ یافتهای که از نتایج مطالعه IRIS نیز پشتیبانی میکند. از نظر جنسیتی نیز زنان به طور قابل توجهی در معرض خطر بیشتری قرار داشتند و خطر شکستگی در آنان ۵۶ درصد افزایش یافت، در حالی که این افزایش در مردان تنها ۱۰ درصد بود و از نظر آماری معنیدار نبود.
این دانشجوی فوقتخصص غدد با اشاره به محل وقوع شکستگیها گفت: شایعترین محل شکستگیها اندامهای تحتانی و پس از آن ستون فقرات گزارش شد. همچنین در سه کارآزمایی که تراکم استخوان را بررسی کرده بودند، کاهش معنیدار تراکم استخوان در ستون فقرات کمری و ناحیه لگن مشاهده شد؛ هرچند این کاهش از میزان سالانه کاهش تراکم استخوان در زنان یائسه کمتر بود و به نظر میرسد اثرات تجمعی طولانیمدت آن اهمیت بالینی بیشتری داشته باشد.
دکتر بازگیری در بخش دیگری از سخنان خود با مقایسه پیوگلیتازون و سایر داروهای کاهنده قند خون اظهار کرد: در ۱۳ کارآزمایی، تفاوت معنیداری در خطر شکستگی میان پیوگلیتازون و داروهایی مانند متفورمین، سولفونیلاورهها و آگونیستهای GLP-1 مشاهده نشد. این موضوع نشان میدهد که خطر شکستگی عمدتاً مربوط به خود کلاس تیازولیدیندیونهاست. در مقابل، مقایسه با روزیگلیتازون نشان داد این دارو با افزایش بیشتر خطر شکستگی همراه است.
وی درباره مکانیسمهای احتمالی این عارضه توضیح داد: تیازولیدیندیونها با اثر بر تمایز سلولهای بنیادی مزانشیمی، تمایل به سمت سلولهای چربی را افزایش و تمایز به سمت استئوبلاستها را کاهش میدهند. این مکانیسم، همراه با افزایش تحلیل استخوان توسط استئوکلاستها، به کاهش توده استخوانی و افزایش خطر شکستگی منجر میشود. همچنین این داروها ممکن است از طریق تأثیر بر تعادل کلسیم و ویتامین D یا افزایش خطر افتادن، به شکل غیرمستقیم نیز این خطر را تشدید کنند.
این دستیار فوقتخصص غدد در ادامه با اشاره به کیفیت شواهد موجود گفت: بر اساس ارزیابی با سیستم GRADE، کیفیت شواهد برای افزایش خطر شکستگی در زنان و بیماران با سابقه سکته در سطح متوسط تا بالا قرار دارد، اما برای برخی زیرگروهها مانند محلهای خاص شکستگی یا تغییرات تراکم استخوان، شواهد همچنان محدود است و به مطالعات بیشتری نیاز دارد.
وی در پایان با جمعبندی یافتهها تأکید کرد: با توجه به اهمیت پیشگیری از سکته مجدد، استفاده از پیوگلیتازون در برخی بیماران همچنان میتواند ارزشمند باشد؛ اما این مزیت باید در برابر خطر شکستگی، بهویژه در زنان و بیماران با سابقه سکته، سنجیده شود. بر این اساس، رویکرد درمانی فردمحور و در نظر گرفتن عواملی مانند سن، جنس، سابقه شکستگی، تراکم استخوان، وضعیت ویتامین D و ریسک افتادن، ضروری است.
دکتر بازگیری افزود: در بیماران با خطر بالای شکستگی، میتوان گزینههای درمانی جایگزین را مدنظر قرار داد یا در صورت لزوم، پیوگلیتازون را با داروهای محافظ استخوان مانند بیسفسفوناتها یا مکملهای کلسیم و ویتامین D همراه کرد. در نهایت، انجام مطالعات آیندهنگر با پیگیری طولانیمدت و گزارش استاندارد شکستگیها، برای روشنتر شدن نسبت خطر به منفعت این داروی ارزشمند ضروری است.
در پایان این جلسه، حاضران به بحث و تبادل نظر درباره جنبههای مختلف این مطالعه پرداختند و پرسشهایی درباره تعمیمپذیری نتایج به جمعیت ایرانی، تداخلات دارویی و راهکارهای عملی برای کاهش خطر شکستگی در بیماران تحت درمان با پیوگلیتازون مطرح شد که با پاسخهای مستند ارائهدهنده همراه بود.


نظر دهید